تبليغاتX
هرچه مي خواهد دل تنگت بگو
... آنگاه که بگویی
به نام خدا
خداوند می گوید بنده من با نام من آغاز کرد پس او را
یاری خواهم کرد
 
خواهم که قلب گرمت آماج غم نگردد
باغ دلت الهی دشت ستم نگردد
اشک ندامت ای جان از چشم تو نبارد
دریای آرزویت مرداب غم نگردد
بر چهره ات نبینم گردی زنامرادی
از شادی و سرورت ای کاش کم نگردد
جام دلت همیشه لبریز شهد بادا
در ساغرت عزیزم صهبای غم نگردد
+ نوشته شده در  84/09/21ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط افشین  | 

'عشق مثل مواد مخدر اعتياد آور است'
 
 
 
 
مطالعه ای که در آمريکا انجام شده نشان می دهد که عشق مثل مواد مخدر اعتياد می آورد.
تيمی در دانشگاه ايالتی فلوريدا دريافت که ترکيب های شيميايی موجود در مغز که مسئول اعتياد هستند در عشق نيز نقش بازی می کنند.
پژوهشگران گفتند که پيک شيميايی موسوم به دوپامين، که مرکز پاداش مغز را تحريک می کند، باعث می شود موش های نر صحرايی تنها يک جفت داشته باشند.
محققان در نشريه "نيچر نوروساينس" (Nature Neuroscience) می نويسند که موش های صحرايی به خاطر ايجاد پيوندهای پايدار معروف هستند.
دوپامين نقشی کليدی در جذب مردم به چيزهای لذت بخش مانند غذاهای خوب بازی می کند.
اين ماده همچنين باعث می شود فرد معتاد نتواند از هروئين يا کوکائين پرهيز کند.
تيم محققان تصميم گرفت موش های صحرائی را مطالعه کند چون اين موجود بيش از هر حيوان ديگری در بروز نشانه های عشق به انسان شباهت دارد.
نر و ماده اين حيوان تنها پس از يک بار جفتگيری با هم پيوند دائمی برقرار می کنند.
محققان دريافتند که پس از جفتگيری، دوپامين در مغز موش نر ترشح کرد و ناحيه ای موسوم به "نوکليوس اکامبنس" که در مغز انسان نيز وجود دارد را تحت تاثير قرار داد.
اين تيم سپس فعاليت پروتئينی را که با ترشح دوپامين در مغز موش فعال می شود مسدود کرد.
آنها دريافتند که با اين کار موش نر ميل قوی خود برای ترجيح دادن جفت خود بر ساير موش های ماده را از دست می دهد.
برندون آراگونا، سرپرست اين تحقيقات گفت که هرچند انسان ها متفاوت هستند اما سازوکار زيربنايی اين حالت در انسان مشابه موش صحرايی خواهد بود.
کالين ويلسون، از انجمن روانشناسی بريتانيا، گفت: "عشق احساسی پيچيده است. بدون شک تغييراتی در سطح فيزيولوژی عصبی روی می دهد، اما مساله تنها به يک ماده شيميايی خلاصه نمی شود."
+ نوشته شده در  84/09/20ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط افشین  | 

پروانه خيال
وقتي شبيه آينه ها مهربان شدي
من يك ستاره ماندم،تو كهكشان شدي
غمگين و دلشكسته به راهت نشسته ام
از آن شبي كه خاطره اي بي نشان شدي
با من سخن بگو كه منم آشناي تو
اي آشنا كه با دل من همزبان شدي
مي بينمت كه پشت تن بوته هاي ياس
پروانه خيال مرا آشيان شدي
وقتي نشست مهر نگاهت به جان من
چو عشق در خزان دلم جاودان شدي
 
 
امشب مي خواهم راز سر نوشتم را از نورهاي سپيد
 
مهتاب بپرسم،مي خواهم عاشق ترين ستاره قلبم
 
را در وجودم بيابم و آوازم را با تارهاي دلنشين
 
عشق طنين انداز كنم،گمگشته من در مرزهايي
 
دور از دلتنگي پرسه مي زند،اما افسوس كه ترديد
 
من دريايي است بي كران كه موجهايش حاصل
 
سيل اشكي است در غروبهاي دلتنگي.ياد تو در
 
همه شبهاي من مي درخشد،وقتي به افقهاي روبرو
 
نگـاه مي كنـم نـور تـو را مـي بـينم كـه حـتي
 
گمنام ترين قسمت هاي زمين را روشن كرده است.
 
 
 
خسته ام،انگار صد سال پیاده راه آمده ام.انگار صد سلسله کوه
را روی شانه های نحیفم حمل کرده ام.انگار هزار سال است که
پلک هایم نبسته ام. خسته ام، آنقدر خسته که نام خود را هم
فراموش کرده ام وهیچ یادم نیست که اولین بار کدام گل را
بوییده ام.من شکل سنجاقکی را که در کوچه کودکی بو سیده ام
از یاد برده ام. خسته ام،انگار این جاده های سرد و خاکی
پاییز تمام شدنی نیست،از دست زمین و آسمان دلگیرم و از
درختانی که بر من سبز شده اند،گلایه مندم،خسته ام نه آنقدر
که نتوانم تو را دوست داشته باشم و از کنار نفسهای گرمت
بی اعتنا بگذرم،بگو،چقدر به انتظار بنشینم که زمان از من
عبور کند وستاره ها شاهد خاموش شدن تک تک فانوس های
قلبم باشند؟چقدر پیراهن کدرم را در چشمه آرزوها بشویم و
روی طناب دلواپسی پهن کنم؟اگر شوق رسیدن به دستهایت
نبود،هیچ گاه آغوشم را نمی گشودم واگر صدای گوشنواز
تو نبود،از گوشه تنهایی بیرون نمی آمدم،اگر شوق دیدن
چشمهایت نبود، هیچ گاه پلکهایم را بیدار نمی کردم و اگر
نسیم حرفهایت نمی وزید،معنای جهان را نمی فهمیدم....
خسته ام، اما نه آنقدر که نتوانم هر روز به با شکوه ترین
قله زندگی بایستم وهمراه با ستاره ها و خورشید به تو
سلام کنم.
  
+ نوشته شده در  84/09/20ساعت 1:7 بعد از ظهر  توسط افشین  | 

 
دلا امشب سفر دارم ....چه سودائي به سر دارم
حكايتهاي پر شرر دارم....چه بزمي با تو تا سحر دارم
به پرواز آسمان عشق....چه خوش رنگين بال و پر دارم
به صحراي بيكران عشق....سفرهاي پر خطر دارم
نمي ترسم از فتنه طوفان....دلي چون درياي خزردارم
به بي تابي قلب عاشق را....پيامي از شمس و قمر دارم
........................
دلا امشب سفر دارم ....چه سودائي به سر دارم
حكايتهاي پر شرر دارم....چه بزمي با تو تا سحر دارم
..........................
من امشب با خداي خود مناجاتي دگر دارم
نيايشها به درگاهش ازين شور و شرر دارم
ز لطف بيكران او تشكر ها كنم اما
شكايتها به درگاهش ز سوداي بشر دارم
..........................
نمي ترسم از فتنه طوفان....دلي چون درياي خزردارم
به بي تابي قلب عاشق را....پيامي از شمس و قمر دارم
............................
دلا امشب سفر دارم ....چه سودائي به سر دارم
حكايتهاي پر شرر دارم....چه بزمي با تو تا سحر دارم
+ نوشته شده در  84/09/19ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط افشین  | 


اگر شبهاي برره يه جا جز ايران الان ساخته مي شد ...!
 
اگه شب هاي برره تو يه كشور ديگه، ساخته مي شد، اين ريختي نمي شد؟

(كيانوش با شلوارك نشسته وسط اطاق ، سحرناز و ليلون ميان تو)

سحرناز : اين چه وضعي بيد ؟ هان ؟ مگه نوبيني ليلون هم با منه، تو حيا نداشته بيدي؟هان هان هان ؟
كيانوش : ليلون خانوم خودشون متاهل هستن ، اين حرفا چيه آخه ؟
سحرناز : فرقي نداشته بيد ، تو برره متاهل و مجرد همه تشنه اينجور چيزا بيدن... پاوشو ...پاوشو شلوارت رو وپوش ...
كيانوش : بابا بخدا تو شهر ما بدتر از اين هم مي شينيم پيش مهمون ...
سحرناز : هـــا ، اونجا شهر بيد ، اينجا برره است ، اين ليلون هم كه مي بيني هيز بيد ، داره از خودش نگاه دروكنه ...د پاوشو ...
 


-كاباره سنتي برره-
(همه نشستن ، ياور طغرل و نظام ميان تو ...)

ياور طغرل : امروز به مناسبت روز ولنتاين همگي ويسكي نخود مهمان سردار خان مي باشند ...
نظام (دووبرره) : هه هه هه هه ... اهم اهم ... من گرد نخود هم زده بيدم ، روش ويسكي نخود وچسبه ها ... اهم اهم...
سردار خان : كافه چي ، دوز ويسكيشو بيشتر كن امروز ملت برن فضا! آره قربونش...!

( همه زن و مرد ويسكي نخود خوردن ، مي رن ديسكو برره ، دارن مي رقصن كه ...)

ليلون داره با شير فرهاد از خودش تانگو در وكنه كه كيوون مياد جلو و يقه شيرفرهاد رو مي گيره : من تو رو وكشم ، وكشم ، با خواهر من تانگو ورقصي ؟ من تو رو وكشم...
كيانوش مست مست دست از رقص با سحرناز برمي داره مياد جلو : بابا ولش كن ! اينا باهم ازدواج كردن ، به تو چه آخه ، زيادي خورديا ... اي بابا
كيوون : ها ، راست وگويي ، ورقصين ، ورقصين ...
سالار خان : شادوونه خانوم ، ويا از خودمون رقص در وكنيم ديگه ...
شادوونه : وي ي ي ... سالار خان ... اين حرفا چي بيد ... از تو سني گذشته بيد ...
شاخ شمشاد : شادوونه جون ، نيگاه وكن من چه ريختي با شوهرم ورقصم ...

(دوربين مي ره رو شير فرهاد)
صداي وجدان شير فرهاد : تو خجالت نوكشي بي غيرت ؟
شير فرهاد : ها... كي بيده ؟
صداي وجدان شير فرهاد : منم ابله ... وجدانت بيدم ...
شير فرهاد : ورو بعدا بيا ، الان مست پاتيل بيدم
صداي وجدان شير فرهاد : چلمنگ ، دووبرره از پشت به ليلوون تكيه وداده ...
شير فرهاد : هـــــا... من الان تو فضا بيدم ... بعدا حسابشو ورسم ... حالا ورو ... از خودت فاز منفي در نوكن...

 

 

(بگوري دم ژاندارمري ...)
ياور : بگور ... يه شعر بگو ببينم ...
بگوري : از خودم يه شعر در وكردم ، وخوونم ؟
ياور : بخون كتكله...
بگوري : نمره بيست كلاسو نوخوام ، بهترين هوش و حواسو نوخوام ، من فقط تو رو وخوام
بگوري : خــــوب بـــيـــــد؟ ، ويگولنسج ، اين شعر منو چندين سال بعد تو يه آهنگ معروف از خودشون در وكنن ...
ياور : اين چي بود چمپت ؟ يكي ديگه بخون ....
بگوري : 20 تومن وشد ...
ياور : از مامور دولت پول مي گيري ؟‌بندازمت زندون كتكله ؟
بگوري : خوب باشه ، پول نوده ، نوش جونت بيد
بگوري : ورو ، ورو ، دلم تو رو تو رو نخواسته بيد ، ورو ورو ، نوخوامت اين همه ...
بگوري : اين شعر منم قراره شير-آرش چند سال ديگه وخوونه ، خوب بـــيــــد؟
(ياور طغرل به دوربين زل مي زنه)
پشت دوربين شبهاي برره،
روسري شادوونه رو با جلو دوربين مقايسه كنين!

 
... و اين هم رقص برره اي!!

 

 
 
جمعه خيلي خوب و خوشي را برايتان آرزو مي کنم
دوستون دارم
+ نوشته شده در  84/09/18ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط افشین  | 

آستان قدس: ماجراي سگ، بازي با احساسات مردم بود

معاون روابط عمومي ‌آستان قدس رضوي درباره ماجراي ورود سگ به حرم رضوي فقط صحت ورود سگي به داخل صحن حرم امام هشتم و حضور در مقابل «ايوان طلا» را تأييد و داستان‌هاي پيرامون آنرا تكذيب كرد.
هاشم‌آبادي، معاون روابط عمومي‌ آستان قدس رضوي، در گفت‌وگو با خبرگزاري شبستان ضمن اعلام صحت ورود سگ به داخل حرم امام رضا(ع) گفت: در روزهاي اخير خبرهايي مبني بر ورود سگي به حرم امام و انجام اعمالي از سوي اين سگ در رسانه‌ها منتشر شده كه تنها يك جنجال رسانه‌اي است.
وي افزود: اين سگ به طريق نامعلومي‌توانسته وارد صحن شود و برخي صحبت‌ها مبني بر گريه يا سر به زمين زدن سوءاستفاده از احساسات و عواطف مردم است كه برخي به نوعي خواسته‌اند پياز داغ ماجرايي عادي را زياد كنند.
وي تصريح كرد: مسئولان آستان قدس در حال بررسي چگونگي و علت ورود اين سگ هستند و پس از مشخص شدن آن، نتايج به رسانه‌هاي گروهي اعلام مي‌شود.
وي همچنين خواستار عدم جنجال سازي و اشاعه خرافه، در جامعه توسط رسانه‌هاي گروهي شد.
گفتني است، علاوه بر جنجال‌هاي رسانه‌ها براي پيدا كردن مخاطب عام و نوعي مطرح شدن، اقدام به انتشار خبري مبني بر ورود سگي به داخل حرم و دو متري!! ضريح مطهر امام رضا كردند و ادعا كردند سگ پس از اداي احترام! با گريه از صحن و سراي رضوي خارج و توسط برخي خدام مورد تفقد قرار گرفته برخي هم بلافاصله فيلمي‌ تهيه و آن را در شمارگان قابل توجهي منتشر كردند و عده‌اي هم با موجي از احساسات در به در دنبال سي دي و فيلم... اينها همه و همه نشان از اتفاقي براي بازگشايي دكان‌هاي بسته‌اي است كه هر چند وقت يك بار نيازمند چنين رويدادهايي هستند تا وجهه‌اي براي خود مهيا كرده و سفره‌اي را گسترانند.
براي انبساط خاطر اهالي فكر و انديشه گوشه‌هايي از هنر ژورناليسم مدرن يك خبرنگار انعكاس يافته در يك خبرگزاري را با هم مي‌خوانيم  (اين خبر توسط سايت معلوم الحال «انتخاب» منتشر گرديده بود):
«اين سگ با ورود به داخل صحن به هيچ وجه از روي فرش‌ها عبور نمي‌كند! و به شكلي «هيچ كس» متوجه نمي‌شود (اما دوربين‌ها آن را ضبط كرده‌اند!!) در حالي كه به شكلي شگفت‌آور پشت به ضريح نمي‌كند! تا دو سه متري ضريح پيش مي‌رود!!
اين سگ در دو سه متري ضريح زانوزده و سرش را به سنگهاي حرم چسبانده و با درآوردن صداهاي عجيب، شروع به نوعي گريه مي‌كند، به طوريكه خدامي‌كه در اطراف اين سگ پس از ساعتي حلقه مي‌زنند سر سگ ياد شده را خيس از اشك تعريف مي‌كنند!
پس از ساعتي يكي از زائرين سگ را مشاهده مي‌كند و خدام را خبر مي‌كند. خدام پارچه‌اي را روي گردن سگ انداخته و با پهن كردن پارچه برزنتي از سگ مي‌خواهند كه روي برزنت برود! سگ نيز به آرامي ‌روي پارچه مي‌نشيند و اجازه مي‌دهد!!! كه خدام شگفت‌زده، او را به داخل صحن هدايت كنند!».

دم بود
+ نوشته شده در  84/09/18ساعت 7:2 بعد از ظهر  توسط افشین  | 

Crazy Frog : Crazy Hits (Christmas Edition)
 

Jingle Bells  [128Kps]
Last Christmas  [128Kps]
Axel F [128Kps]
Popcorn [128Kps]
U Cant Touch This  [128Kps]
Whoomp (There It Is) [128Kps]
Pump Up The Jam  [128Kps]
In The 80s  [128Kps]
Get Ready For This [128Kps]
I Like To Move It[128Kps]
 
Kaiser : Kaiser 2

 Entegham  [128Kps]
 Soosoola  [128Kps]
Agha Mooshe  [128Kps]
Otoboos [128Kps]
 Eltemas [128Kps]
 Boose  [128Kps]
 Bigharar  [128Kps]
 Lalaie  [128Kps]
 Baroon  [128Kps]
Asheghe Zari  [128Kps]
Rasti (Club Remix) [128Kps]
+ نوشته شده در  84/09/18ساعت 6:58 بعد از ظهر  توسط افشین  | 

 
 
برخي خانم ها مثل چي هستند ؟
خانم ها مثل راديو هستند :
هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند.
 
خانم ها مثل شبکه اينترنت هستند :
از هر موضوعي يک فايل اطلاعاتي دارند.
 
خانم هامثل چسب دوقلو هستند :
اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد.
 
خانم ها مثل موتور گازي هستند :

پر سر و صدا , کم سرعت , کم طاقت

 
خانم ها مثل رعد و برق هستند :
اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون.
 
خانم ها مثل ليمو شيرين هستند :
اول شيرين و بعد تلخ مي شوند.
 
خانم ها مثل موبايل هستند :
هر وقت کاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند.
 
خانم ها مثل گچ هستند :
اگر چند دقيقه مدارا کنيد آنچنان سخت مي شوند که هيچ شکلي نمي گيرند.
 
خانم ها مثل کنتو ر برق هستند :
هر از چند سالي يکبار سن آنها صفر مي شود.
 
خانم مثل فلزياب هستند :
هرگاه از نزديکي طلافروشي رد مي شوند عکس العمل نشان مي دهند.
 
خانم ها خيلي زرنگ هستند :
آنقدر جنگيدند تا جايزه صلح را گرفتند.
+ نوشته شده در  84/09/18ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط افشین  | 

منوچهر نوذري‎ درگذشت‎
12:51:36 ب.ظ
تهران‎ ـ منوچهر نوذري‎ هنرمند بـا سـابقـه‎ تئاتر, سينماو تلويزيون‎ بـه‎‎ علـت‎ عـارضـه ريوي‎‎ و عفونت‎ كـليـوي روز چهـارشـنبـه‎ در بيمارستان‎‎ مدرس‎ تهران درگذشت‎.
نوذري‎‎ از پيشكسوتان‎ عرصه‎ بازيـگـر,ي دوبلاژ و مجري‎ در عرصه‎ سينما, تلويزيـون‎ و تئاتر, فعاليت‎ هنري‎ خـود را از سـال‎ 1332 آغاز كرد.
وي‎ از سال‎ 1338 وارد سينما شـد و در فيلم‎ هايي‎ چون‎‎ "امير ارسلان نامدار","گوهر شب‎ چراغ" ,"خيالاتي‎‎" و به‎ تازگي در " چنـد مي‎‎گيري‎ گريه‎‎ كني" و مجموعه مختلف‎ تلويزيوني‎ مانند "كوچه‎ اقاقيا" نقش‎ آفريني‎ كرده‎ است
+ نوشته شده در  84/09/17ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط افشین  | 

Hosted by Tinypic.comفقط آقایان بخوانند:Hosted by Tinypic.com
نکاتی که در زیر میخوانید نکاتی بسیار ساده و سطحی هستند که اثر بسیار زیادی در ایجاد صمیمیت بین زن و مرد و در نهایت ارامش روحی دارد. از شما خواننده گرامی خواهش میکنم که قبل از اینکه قضاوت کنید این متن را تا اخر بخوانید . اینها  خلاصه نظرات یک پزشک روانشناس  است که در یک سمینار علمی  مطرح نمودند.  و بنده خلاصه انرا به حضورتان تقدیم میکنم:
زنها را درک کنید تا صمیمیت زیاد شود.تنها حسی که این موجود آسمانی را هراسان میکند . عدم درک متقابل از سوی همسرش میباشد.همانقدر که مردان از عدم شایستگی میهراسند.زنان از اینکه احساسات و عواطفشان درک نشود بیمناکند.
اگر میخواهید مردی نمونه باشید باید بدانید که:
1-   زنان باید درک شوند.نیازها و عواطف و حضور او را درک کنید.شما باید شادی و ناراحتی و سر زندگی و کسالت و همه حالات او را درک کنید .
2-   زن با صحبت کردن آرام میشود.همین که شروع به تعریف کردن میکند انگار که مسایلش به بهترین صورت حل میشود.هرگز او را از تعریف کردن و صحبت کردن باز ندارید.
3-   گوش کنید. فراوان و فراوان به حرفهایش گوش کنید. وانمود نکنید که دارید به حرف هایش گوش میکنید بلکه واقعا به  حرفهای او دقت کنید.گوش کردن به صحبتهای زن بذر صمیمیت را در دل شکننده او میکارد.هنگامیکه صحبت میکند صمیمانه و با مهر و محبت نگاهش کنید و به حرفهایش دقت کنید.
4-   راه حل ندهید.سریع پیشنهاد و راه حل ندهید.زن نمیگوید که شما مشکل را حل کنید.او میگوید چون فقط میخواهد که گفته شود.و نه اینکه به سرعت مسئله حل شود.اگر میگوید سرم درد میکند نگویید برو دکتر.بگذارید به صحبتش ادامه دهد.
5-   زن به توجه شما نیاز دارد .به او توجه کنید.به نیازهایش . به لباسهایش. به صورتش. به آرایش جدیدش.به ....به فعالیتهای روزانه اش و به صبوری و اخلاق نیکویش. به تبسم و اخم او به همه چیز ...
6-   به مهمانی که میروید بین مردم غرق نشوید و هر از گاهی به دنبال او نیز بگردید . هم توجه کنید و هم به او فضا بدهید.او کفشی جدید خریده و از شما نظر میخواهد شما به او میگویید کفش خوبی است . او میداند که کفش خوبی خریده او میخواهد بشنود که " فوق العاده است"
7-   زن مرد را مقتدر دوست دارد .مرد نباید ابراز ضعف نماید حتی اگر ضعیف باشد.دست کم نشان دهید که مقتدر هستید.با شخصیت و محترم باشید.ورزش کنید و خرابی های خانه را به سرعت اصلاح کنید.مسوولیت پذیر باشید.
8-   زن دوست دارد که به او احترام بگذارید.به او احترام بگذارید.تنها خدا میداند که احترام گذاشتن به او چقدر برایش لذتبخش است. مرد و زن در جلوی در ایستاده است . زن واقعا" لذت میبرد اگر شما به او بگویید اول شما بفرمایید. آری به همین سادگی . هرگز زن را در برابر دیگران سرزنش نکنید حتی اگر اشتباه مسلمی مرتکب شده باشد.
9-   زن به اعتبار نیاز دارد.زن را یکی از معتبرترین  فرد خانواده معرفی کنید.البته بدون لطمه زدن به شخصیت خودتان.
10-   به همسرتان قوت قلب بدهید.به او اطمینان دهید که دوستش دارید.به زبان بیاورید و بگویید دوستت دارم . عزیزم دوستت دارم. اری همین جمله را به زبان بیاورید . نگویید این کلمه لوس است.به او بگویید خانه بدون او روح ندارد. این جملات به زن قوت قلب میدهد که او  در کانون عشق و محبت همسرش واقع شده است.

 

+ نوشته شده در  84/09/17ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط افشین  | 

 
 
 
یک نفر دلتنگ است یک نفر می گرید یک نفر سخت دلش بارانیست .....
 یک نفر در گلوی خویش بغض خیسی دارد 
 بغض کالی دارد یک نفر طرح وداع می کشد روی گل سرخ خیال ...........
 
*************************************************
دلتنگي !!!

کاشکي در کوچه هاي کودکي گم مي شدم
هم صداي قاصدک هاي تکلم مي شدم

مي نشستم زير آواز سپيد چلچله
بار ديگر خيس باران ترنّم مي شدم

زندگي را مي دويدم تا فراسوي اميد
تا که در چشم تماشا يک توهّم مي شدم

آرزو مي چيدم از رنگين کمان شاپرک
ناگهان در جنگل پروانه ها گم مي شدم

مي تکاندم غم غبار اشک را از چشم دل
مهربان ، همبازي عشق و تبسم مي شدم

کوچ مي کردم ازين تنهايي خاکستري
بي ريا همسايه ي لبخند مردم مي شدم

کودکي آن سوي حسرت چشم در راه من است
کاشکي در کوچه هاي کودکي گم مي شدم


« ؟ »
 
*************************
یا حق
+ نوشته شده در  84/09/17ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط افشین  | 

21 رمز موفقيت ميليونرهاي خودساخته
نوشته : برايان تريسي
 
1- روياهاي بزرگ در سر بپرورانيد. (ماركوس اورليوس)
فقط روياهاي بزرگ مي توانند روح انسانها را به حركت در آورند.
 
2- حس هدفمندي را در خود پرورش دهيد. (توماس كارلايل)
كسي كه هدفي روشن داشته باشد، حتي در ناهموارترين راه ها به جلو مي رود. شخص بدون هدف در هموارترين راه ها هم پيشرفتي نخواهد داشت.
 
3- خود را داراي شغل آزاد بدانيد. (ويليام هنلي)
من بر روان و سرشت خود مسلط هستم.
 
4- كاري را كه واقعاً‌ دوست داريد انجام دهيد. (برايان تريسي)
وقتي كاري را انجام بدهيد كه واقعاً‌ آن را دوست داريد، ديگر هرگز حتي يك روز هم كار نخواهيد كرد و كار شما تفريح شما خواهد بود.
 
5- در كار خود هميشه بهترين باشيد. (وينس لومباردي)
كيفيت زندگي شما صرف نظر از اينكه در چه حوزه اي كار مي كنيد بستگي دارد به اينكه تا چه حد خود را متعهد مي دانيد كه در كار خود بهترين باشيد.
 
6- سخت تر و بيشتر كار كنيد. (جيمز تربر)
هر چه سخت تر كار كنم، موفق تر مي شوم.
 
7- خود را وقف يادگيري مادام العمر كنيد. (دنيس ويتلي)
يادگيري مستمر حداقل شرط لازم براي كسب موفقيت در هر زمينه اي است.
 
8- اول حق و حقوق خودتان را بدهيد. (كلمنت استون)
بخشي از كل درآمدتان به شما تعلق دارد و اگر نتوانيد آن را پس انداز و سرمايه گذاري كنيد، بذر بزرگي در شما نيست.
 
9- همه جزئيات مربوط به كارتان را ياد بگيريد. (دان كندي)
اگر در شغلتان مهارت بالايي بدست آوريد، هيچ چيز مانع درآمد بيشتر و پيشرفت سريع تر شما نخواهد شد.
 
10- خود را وقف خدمت به ديگران كنيد. (زيگ زيگلار)
اگر به ديگران كمك كنيد تا به آنچه مي خواهند برسند، شما هم مي توانيد در زندگي به آنچه مي خواهيد برسيد.
 
11- با خود و ديگران كاملاً  صادق باشيد. (كلود بريستول)
تفكر منبع اصلي ثروت، موفقيت، پيشرفت هاي مادي، كشف ها و اختراعات بزرگ و همه كاميابي هاست.
 
12- بالاترين اولويت هايتان را تعيين و سپس با تمام قوا روي آنها تمركز كنيد. (برايان تريسي)
انسان غيرمتمركز در همه امورش ناپايدار است.
 
13- سريع العمل و قابل اعتماد باشيد. (دين بريگز)
كار خودتان را انجام دهيد، اما نه فقط درحد وظيفه بلكه اندكي بيشتر و از روي سخاوت. همين مقدار اندك به اندازه تمام كار ارزش دارد.
 
14- براي جهش از قله اي به قله اي ديگر آماده باشيد. (وينس لمباردي)
برنده شدن يك چيز گاه گاهي نيست بلكه هميشگي است.
 
15- انضباط فردي را در همه موارد اعمال كنيد. (آلبرت هبارد)
انضباط فردي يعني وادار كردن خود به انجام به موقع كارهايي كه بايد انجام دهيد، چه خوشتان بيايد و چه نيايد.
 
16- خلاقيت و استعداد ذاتي خود را شكوفا كنيد. (آلبرت انيشتين)
قدرت تصور از واقعيات برتر است.
 
17- با افراد درست در ارتباط باشيد. (چارلز جونز)
طي پنج سال آينده شما تغييري نخواهيد كرد مگر به دليل ملاقات با افرادي خاص و كتابهايي كه مطالعه مي كنيد.
 
18- به بهترين نحو مراقب سلامتي خود باشيد. (تئودور روزولت)
رمز خوشبختي داشتن ذهني سالم در بدني سالم است.
 
19- قاطع و عمل گرا باشيد. (ويليام شكسپير)
به جنگ درياي مشكلات برويد و شجاعانه به آنها پايان دهيد.
 
20- هرگز شكست را يك انتخاب ندانيد. (فرانكلين روزولت)
چيزي براي ترسيدن وجود ندارد جز خود ترس.
 
21- در امتحان پايداري قبول شويد. (فرانكلين روزولت)
هيچ چيز نمي تواند جايگزين پايداري شود.
استعداد نمي تواند: انسان هاي بااستعداد ناموفق فراوانند.
نبوغ نمي تواند: نابغه هاي ناكام تقريباً  به صورت ضرب المثل درآمده اند.
تحصيلات نمي توانند: دنيا پر است از تحصيل كرده هاي بي حاصل.

فقط پايداري و اراده داراي قدرت لايتناهي است

 
 
+ نوشته شده در  84/09/17ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط افشین  | 

 

01) English : I Love You

02) Persian : Tora doost daram

03) Italian : Ti amo

04) German : Ich liebe Dich

 05) Turkish : Seni Seviyurum

 06) French : Je t'aime

07) Greek : S'ayapo

08) Spanish : Te quiero

 09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun

10) Arabic : Ana Behibak

 11) Iranian : Man doosat daram

 12) Japanese : Kimi o ai shiteru

13) Yugoslavian : Ya te volim

14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

 15) Russian : Ya vas liubliu

16) Romanian : Te iu besc

 17) Vietnamese : Em ye^u anh

18) Ukrainian : Ja tebe koKHAju

 19) Tunisian : Ha eh bak

20) Syrian/lebanese : Bhebbek

21) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

 22) Swedish : Jag a"Iskar dig

23) Africans : Ek het jou liefe

24) Bavarian : I mog di narrisch gern

25) albaniyan: te dua

26) czech : miluji te

27) zabane khodam

+ نوشته شده در  84/09/16ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط افشین  | 

Webstats4U - Free web site statistics

واسه من گل نفرست دیگه دوست ندارم
نمی خوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارم
می دونی میون ما هر چی بود گذشت و رفت
اون بهار اشنایی خیلی زود گذشت و رفت
دیگه از دوست دارم حرفی نزن
اخه عشقی نیست میون تو و من
من و تو بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
از دلم می پرسم ایا تو رو می بینم دوباره
می پیچه صدات تو گوشم که با خنده میگی اره
خنده های تو فریب ، گریه های تو دروغ
تو چی بودی واسه من یه چراغ بی فروغ
دیگه از دوست دارم حرفی نزن
اخه عشقی نیست میون تو و من
من و تو بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
+ نوشته شده در  84/09/16ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط افشین  | 

کاشانه من ویران ..... بشکسته پر و عريان

 

آشفته سر و مغموم ..... افسرده دل و گريان

 

با سوز دو صد فرياد ..... فرياد دو صد حرمان

 

درمان شب دردم ..... درد دل بيدارم

 

عشق و نفسم مرده ..... در بستر تبخيزم

 

بيداد شب ،افسرده ..... اين پيکر ناچيزم

 

روزم همه سر گشته ..... در شام غم انگيزم

 

لبخند ، فرو مرده ..... در اشک شب آويزم

 

تا پا به سرم کوبي ..... با خنده مستانه

 

بدبخت من شاعر ..... خوشبخت تو ديوانه

 

بشنو که چه مي گويد ..... اين ناله شبگيرم

 

ديوانه تو هستي گر ..... من از چه به زنجيرم

 

زنجيري احساسات ..... زنداني تکفيرم

 

مردند به بدبختي ..... مادر ، پدر پيرم

 

فرزند من ، آواره ..... سرسام ، پرستارش

 

صد حسرت ماتم زا ..... بر ديده بيمارش

 

فقر شب بد بختي ..... انداخته از کارش

 

بارش غم ناچاري ..... ناچاري غم يارش

 

تا خانه من باشد ..... بازيچه بيگانه

 

بدبخت من شاعر ..... خوشبخت تو ديوانه

 

بر گشته مرا دامن ..... از اشک دل آزارم

 

نشنيده فلک باري ..... فرياد دل زارم

 

جز مرگ نفهميدم ..... از عمر فسونکارم

 

افسانه خوشبختي است ..... اين بخت نگون سارم

 

یک لحظه نشد خندان ..... این کلبه خاموشم

 

سر پوش سیه روزی است ..... این خرقه که می پوشم

 

خورشید و مه دولت ..... کردند فراموشم

 

تا خانه من باشد ..... بازيچه بيگانه

 

بدبخت من شاعر ..... خوشبخت تو ديوانه

 

تابوت دلی مرده است ..... این سینه سوزانم

 

 

قبر گلی افسرده است ..... این قلب پریشانم

 

سرگشته پی نان است ..... این پیکر بی جانم

 

پاره کفن جان است ..... این سفره بی نانم

 

فریاد فرو خفته ..... در فعر دل لالم

 

جانم به لب آورده ..... این قسمت بد فالم

 

تا خانه من باشد ..... بازيچه بيگانه

 

بدبخت من شاعر ..... خوشبخت تو ديوانه

 

سر گشته شد و نومید امید سیه روزم

 

فردا همه سر گردان در ماتم امروزم

 

ماتمکده خندست این آه جگر سوزم

 

بیداد ستم بلعید آمال جوانم را

 

بر سنگ سیه کوبید دست و سر وجانم را

 

از ریشه برون آورد بیچاره زبانم را

 

تا خانه من باشد ..... بازيچه بيگانه

 

بدبخت من شاعر ..... خوشبخت تو ديوانه

 

اینک منم اینسان تک
در قبر زمان مرده

 

یادم ، ستم ناکس
از یاد کسان برده

 

از بس که غم آلودم
غم در دلم افسرده

 

از هر در و هر خانه
مطرود و سیه رویم

 

تا خانه من باشد ..... بازيچه بيگانه

 

بدبخت من شاعر ..... خوشبخت تو ديوانه

 

من شاعر توفان ها
شعرم همه توفانی

 

قلبم همه خون گشته
زین محنت و ویرانی

 

حق مرده چنین نا حق
در ظلمت نادانی

 

تا خانه من باشد ..... بازيچه بيگانه

 

بدبخت من شاعر ..... خوشبخت تو ديوانه


********************************************************
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد


****

+ نوشته شده در  84/09/16ساعت 2:5 بعد از ظهر  توسط افشین  | 

ای نازنین لبانت را از خنده باز کن
 
تا بتوانم عشق را درسرخی وقشنگی لبانت دریابم
 
وبایک بوسه مزه عشق را بچشانم
 
و پشت میله های قفس غم آوارگی ایم را احساس نکونم
 
تا از بیهودگی نجات یابم
 
ای نازنین اگه تو بخواهی از من جدا شوی
 
آسمان چشم ها یم ابری خواهد شد
 
تیرگی آن را می پوشاند
 
و قطره قطره اشک  را بر گونه ام  نمایان می کوند
 
بیا که تنها نگاهم به دنبال توست
                                      
 
ای نازنین یار
 
**********************************
 
 
**************************************************************
یا حق
*********************
+ نوشته شده در  84/09/16ساعت 2:2 بعد از ظهر  توسط افشین  |